run in: 0start 0 run in: 0.248 نتيجه جستجو براي "يک تنفر" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه
1. نام شعر: تنفر شاعر: شمشاد شهبازی (آسمان)
از هر چه عشق و عاشقی تنفر دارم در گفتن این حرفها کمی تبحر دارم دیروز یکی را دوست می داشتم اکنون از او هم تنفر دارم خود را عاشقی ساده و بی ریا می دیدم اکنون از سادگی ام هم تنفر دارم ... (ادامه شعر)
2. نام شعر: سراب اشاره شاعر: میلاد تژم
دوست دارم با اشاره انگشت اشاره تو ستاره ها را بشمارم شاید از این ستاره ها سه تا رها باشد سه تا ,تای اول :تو تای دوم:تبسم من تای سوم: تنفر تو تبسم من تنفر تو تنفر تو تبسم من ... (ادامه شعر)
3. نام شعر: تنفر شاعر: محمد ملاکی نوزاد
وقتی تو نیستی در خانه و دل در کوه وصحرا در باد وباران آرامشی هست برقلب مجروح زیرا تنفر می بارد از حس دروغین از بدگمانی, از ناتوانی از هرچه پستی وپلیدی ازهر چه نادانی مفرط اندر دل توست. ... (ادامه شعر)
4. نام شعر: سرب تنفر شاعر: عاکف-م
پشت این پنجره احساس رهایی جاریست، دل اگر دریاییست خواب او طوفانیست تبِ بگسستن از این رخوت بی مرز مرا میکِشد هر سو که رهایی آنجاست کفر «کوته نظری» مشق مرا خط میزد و به آزادی من سرب تنفر می ریخت... ... (ادامه شعر)
5. نام شعر: تنفر شاعر: نادیا میرسنبل
روی ریسمان زمان راه میروم ساعت را نجوا میدهم او رفته رفته رفته و به این فکر میکنم که تنفر هم بد نیست ... (ادامه شعر)
6. نام شعر: لاشیه ی یک پالتو شاعر: نشمیل خزلی
پالتوی قرمز در حسرت باران از چوب رختی خود را به دار می کشد اینجا برهوت را تمرین می کنند بادهای داغ ِ تنفر خرده گیریِ خرابه ها به خاطره های خام خمیازه های خواب ِ ناتمام ِ خورشید را کمرنگ نمی کند اینجا برهوت را تمرین می کنند بادهای داغ تنفر ... (ادامه شعر)
7. نام شعر: سازنده ترین کلمه شاعر: ّهادی خسروی پور
سازنده ترین کلمه گذشت است ... آن را تمرین کن پرمعنی ترین کلمه " ما " است ... آن را به کار ببر عمیق ترین کلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه. بی رحم ترین کلمه "تنفر " است ... از بین ببرش. سرکش ترین کلمه" تنفر" است ... با آن بازی نکن. خودخواهانه ترین کلمه " من " است... از آن حذر کن. ناپایدارترین کلمه " خشم" است... آن را فرو ببر. ... (ادامه شعر)
8. نام شعر: سبزی عید سبد شاعر: Milad.H
دوری یعنی تنفر چشم هاتو واکن ببین یادت نره من هستم بزاریم تنها ترین دوری یعنی تنفر گزاشتن پاروی مین نخند که پاندار جا مونده روی زمین ادم یعنی وجودش باشه امید شب ها میسوزه چشم پاکت سیاه دنیا فردا دیگه ما مین نداریم دشمن از اسمون نیست وقتی برای بودن میگن کشتارجمعیست سبزی عید سبد میگین حکمش مرگ این زمستون سرد به عقب میگرد اسمون تاریک ادما بی خونه درد این شهر سیا این که ویرون ... (ادامه شعر)
9. نام شعر: انعکاس تنفر برفها شاعر: احمد فیاض
*تقدیم به خواهرم گلشیفته فرهانی عزیز تمام حرف مردم این بود دخترک لباسش را در آورد هیچ کس فکر نکرد شاید گرمش شده بود... در این زمستان که چشم هایش از انعکاس تنفر برفها می سوخت و سایه ها از پشت نور های لای انگشت هایش به قلبش هجوم می آوردند و او همچنان زنانه نگاه میکرد به شیشه ای که چشم مردم بود نگاه میکنم به گونه های سپیدش که در ذاتش ترس روی دندانش با اولین قطار حرف ها دود می کشد درد می کند وقلب شاعری میان برف ها لیز میخورد و میرود به قعر دره های بی ... (ادامه شعر)
10. نام شعر: زندگی کسر تنفر ز حساب دل انسان باشد شاعر: عاکف-م
چه تفاوت دارد از نسیمی که به تو سهم تنفس نرسد اندکی هم به کلاغی برسد زندگی شاید هم در "گذشتن" باشد زندگی دیدن لبخند کسی در باغ است و تناسب نگرفتن از آن! زندگی شاید هم نمره ی زیر ده یک پسرک در املاست و غلط بودن انشا که در آن علم و ثروت موضوعست زندگی ضرب محبت در ماست چه بسا کسر تنفر ز حساب دل انسان باشد صورت مسئله بی ابهام است کم بکوشیم که پیچیده شود چرتکه ای بندازید "خنده"منهاگر ِ "اندوه" در ابعاد شماست به توان میبرد اندوه ِ مرا، غم خوردن.. ... (ادامه شعر)
|