run in: 0start 0
run in: 0.026
نتيجه جستجو براي "متن وطنم پاره تنم" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: به وطنم.چه وطنم شاعر: محمدصادق خورشیدی

قصه هاگفتی ومن
گوش
خموش
رازهایت به سرم
شدبه سروش
سالهامحرم اسرارتومن
زدلم بی خبری
بادل تو پسته شکن
کل عقلم
بدنم
خواب وخیال وسمنم
پای قفلم نه کلید
رنجشم فکرپلید
خوردنم-دیدن شادابی تو
پوششم-بودن گل دربرتو
عمرمن-گردش اقمارتو
حرف من شد
وطنم
به وطنم
چه وطنم ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
وطنم سرزمین عشق و غزل شاعر: دکترعلیرضانوری زاده

وطنم سرزمین عشق و غزل
وطنم نور و آب و عطر و عسل
وطنم چشمه‌ی سپیده و شیر
وطنم آفتاب عالم گیر...
وطنم دست‌خط تاریخی
نه زمینی، که ماه و مریخی
وطنم آن‌که سینه جایش بود
آن‌که دنیا به زیر پایش بود
گل لبخند از لبش جاری
وطنم سرزمین بیداری
خفته بر بام آسیا وطنم
شاه بیت قصیده‌ها وطنم
وطنم بود آن‌که زیبا بود
بهترین سرزمین دنیا بود
وطنم مرغ زنده‌ی بیدار
«لیس فی الدار غیره دیار»
رود تاریخ بسترش آن‌جاست
هیبتش در حصار هم پیداست
زخمی اما بلند قامت و ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
من میخوام خودم باشم شاعر: فرشته ساعدی تهران

من میخوام خودم باشم
از خودم جدا نشم
اون منِِ خسته و تنها نباشم
اون منِ واله و شیدا نباشم
منی که روح نداره میخوام چیکار ؟
منی که غم بیاره میخوام چیکار ؟
من افسرده و دلمرده و تنها واسه چی
منِ بیگانه ز خود تابع مردا واسه چی
من میخوام خودم باشم
از خودم جدا نشم
تو چرا سهمِ منو سوا کنی
منو از برادرم جدا کنی
چرا با اِذن تو من سفر کنم
یا که با زورِ تو '
روسری رو :من'به سر کنم
اگه روبنده میخوام '
خودم بخوام
اگه چیزی رو نخوام '
خودم نخوام
تو ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
بوی تو... شاعر: میلاد عبدی زاد

می گذارم به زمین بار غریبی ز تنم
گر رسم بر وطنم
چمنی روید از این خاک دلم
تا ببینم رخ یاران قدیمی که ولی
سوزد از آتش هجرت چمنم
گر رسم بر وطنم کوی تو را دور شدم
به خدا بوی وطن می رسد از دور که من
در شگفتم که چرا بوی تو دارد وطنم ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
((وطنم پاره ی این جان)) به مناسبت نهم دی شاعر: حمیدرضادولتی

به مناسبت نهم دی ماه روزبصیرت ایرانی

((وطنم پاره ی این جان))

گل وبلبل همه گشتند صدا در رهِ ایران
که بگویند به دشمن:وطنم پاره این جان
نُه دی ماه درخشد چو قمر در دلِ این شب
ز بصیرت شده میهن روشن ازجلوه ی تابان
همه مستند ز جامی که درآن عشق هویداست
همه جمعند ز مستی کنجِ میخانه ی ایمان
نگذارند که دشمن ببرد حمله به کشور
مَطَلب طاعتِ عدوان زوطن, مهدِ دلیران
علفی سبز ولی هرز, نکارید در اسلام
ب ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
تو بگو ایران است... شاعر: شعله پناهی

وطنم لاله هزاران دارد
سجده ی شکر بجا میآرد
پشتِ هر پنجره اش نرگسی میکارد
جای هرشاخه گلی قطره ها میبارد
تو بگو ایران است...
وطنم شوق دویدن دارد
اوج بی کس شدن هر مادر
وطنم خون به جگرها دارد
تو بگو ایران است...
بی سر و بی پیکر بی نشان ها دارد
استخوان و یک پلاک بی کفن ها دارد
تو بگو ایران است ...
سر این را دراز وطنم کرده نماز
که بخوانی هر دم سر این راه نماز ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
آنجا وطنم شاعر: وحید شاه کرمی

آنجا وطنم
جانم عمرم
روح و تنم
خاک محروم زمان
مادرم
بالش پر
زیر سرم
زیبا تر از همه زمین
واگویه پرواز من
آنجا وطن
خاک تنم
هم آسمان
بال پرم
فدای تو
وطن سرم
هم پیکرم
هم کودک و
هم همسرم
جان من و خون ترم
فدای تو ای وطنم ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
وطنم... شاعر: مرجان جلال موسوی

وطنم سخت، برایِ من وتو
گریان است
او می داند
منِ خسته با تو
با تو که ،خسته تر از من هستی
باتو که ،در گذرِ این وادی
به عزا داریِ حق بنشستی
من و تو سر خورده
در خود وپژمرده
دگر از شور ونشاط
یا که از آن همه، شادی وسرور
خبری نیست که نیست...
وطنم سخت برای من وتو
تب دار است
من ,در خود
تنها
تو فقط در عطشِ نم نمِ بارانِ صداقت
خاموش
من,غمگین دلتنگ
تو فقط در پی نانی با درد
وطن هر دوی ما
خسته از بازی این چرخ
برای من وتو
غنچه های پرپر
اشک می ریزد
قط ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
وطنم،سرزمینم شاعر: شیلاچابلی

وطنم،سرزمینم
آبروی هرچه آریایی
دادی به من هویت وشناسایی
تاسررابالا بگیرم وبگویم هستم ایرانی
وطنم،سرزمینم
طعمه ی حسودان وپلیدان
پیچیده درکوچه هایت طنین فریاد آزادگان
غنی شده دانه دانه ی خاکت
با سلولهای تن افتخار آوران
که در جای جای تو
از خلیج فارس وعمان
تا خراسان وآذربایجان وخوزستان
مبارزه کردندبا بیدادگران
وطنم،سرزمینم
من چه کردم برای تو
بوسه بر خاکت می زنم تا بدانی
تا هست یک ایرانی
نامت هست در جهان ماندنی
وطنم ،سرزمینم
دو ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
مثل هیچ کس شاعر: سید ولی حسینی

مثل هیچ کس زندگی میکنم
مثل پرنده ای که لانه ندارد
سرگردانم
شعرهای سبز مرا خوناگین کرده اند
وطنم را ویران کردند
...
زبان ها چرا همه لال...؟
گویی همه را زولانه کرده اند...
...
عجب است
بیگانه چرت آزادی ما میزند
آزادی
هزاران تن بی خانمان شد
قتل هزاران بی گناه
فقر و ویرانگری را به ارمغان آورد
....
باز هم مثل هر روز
به امید فردای دیگر
صدای آزادی
باز هم فریاد مظلومی که چند کشته می دهد
کودکی را در آتش لانه میسازد
به کدامین گناه
جوابی ندارد
یا محک ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >