run in: 0.001start 0
run in: 0.084
نتيجه جستجو براي "متن تقدیم پایان نامه به" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: پایان نامه شاعر: حبیب اله حاجی زاده

از وصل نوشته بود و هجران نامه
از خنده و گریه های پنهان نامه
تا خواست سخن به عشق آغاز کند
ناچار رسید به خط پايان نامه ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
تقدیم شاعر: حسام الدین خضری(غائب)

این تحفه ی بی نشانه تقديم به تو
ای شعر پر از ترانه تقديم به تو
در این سفر خیر پر از تنهایی
این نامه ی عاشقانه تقديم به تو
پر بد دلم از خیل گناهان گفتی
آن بخشش مادرانه تقديم به تو
در پاسخ این محبتت ای گل من
این هدیه ی بی بهانه تقديم به تو
داعی نبود برای من جز تو کسی
این جمله ی صادقانه تقديم به تو
باقی نبود گر به زمانه نفسی
تنها دم این زمانه تقديم به تو
تسکین غمت گر طلبم من ز خدا
لبخند خوش کرانه تقديم به تو
در خوابگه حضور همراه ظهور
یک جمعه ی پر ف ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
آئینه عشق شاعر: ناصر عظیم پور

نامه ات پايان تمام رازهاست شک نکن
من در این جمله به پايان شب می نگرم شک نکن
فاصله ها غرق تمنا باشند در فرق
دوری ز تو و روز وصال نزدیک است شک نکن
من با غم تو چاره به باران کردم
اشک آمد باز نام تو را گفت شک نکن
راه به پايان نزدیک است نامه ها باقی
آخر این راه دشوار سرابی سر خوش است شک نکن
تکیه کردم بر نگاهت قسم بر آئینه ها
گر کسی آمد سنگ بر آئینه زد شک نکن
با رقیبم بگو یک شب راز ما
تو بپرس سنگ چرا زد شک نکن
پايان من آغاز من است گرچه تاریک اس ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
با تیر و دشنه مرد به پایان نمی رسد شاعر: مهرداد ملکان

این شعله های سرد به پايان نمی رسد
چرکین بهار زرد به پايان نمی رسد
برمن دوباره قصه تسکین مخوان که شب
باشعر و قصه درد به پايان نمی رسد
شب نامه های مرده و شب ناله های مرگ
زین کورِ دوره گرد به پايان نمی رسد
ره را به یاوه غایتِ توجیه می زنند
هرگز چنین نبرد به پايان نمی رسد
در لابلای رُستن خونابه های کین
پايان بر آن مگرد به پايان نمی رسد
بر "دار" و "جار" ضجه خونین مردمان
زین قومِ هرزه گرد به پايان نمی رسد
بر تخت های حیله به کارند یاغی ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
نامه شاعر: نادر آقازاده

من برایت نامه ای خواهم نوشت
در درون نامه آهی میکشم
اشکهایم را تو در نامه ببین
کوله باری در تباهی میکشم
آخرین احساس من را تو بخوان
دردرون کوه و دشت و باغ و رود
درچنین نامه که در دست تو هست
اشکهایی در گلوی بنده بود
قبل ازاحساسی که از من در تو هست
بخششی کن این من تن خسته را
حرفهایم نامه ای شد تو بخوان
حرف های نامه ی لب بسته را
من هم اکنون در کنار ساحلی
پر زامواج غم و دلتنگیم
سالها من را غبارآلود کرد
ضربه های سخت قلب سنگیم
خوب های تو س ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
ورق بزن... شاعر: جواد اسدی

ورق بزن
این ورق نیست،صفحه ی دیگریست...
ورق بزن
اَه اَه
پس این کتاب صفحه ی آخرش کجاست!؟
دنبالِ پايانم،می خواهم بدانم
که زندگی نامه ام،همچون
زندگی نامه ها،کتابها،رمان ها و هزاران هزارنوشته ی دیگر
به حبس ابد 101ساله ی کتابخانه و قفسه اش محکوم است!...؟
ورق بزن
چه کسی می آید،چه کسی می خواهد؟
که زندگی نامه ی مرا ورق بزند؟!
گردوخاک،زِ چهره ی غمناک،این نوشته ی از هم چاک
بر چیند
و با چه امیدی،صفحاتش را
از پِی هم ورق بزند
چه می خواهد بنویسد،این ره ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
نامه های عاشقانه شاعر: حمیدرضا سلیمانی راد

نامه های عاشقانه
بی ریا و صادقانه

نامه ای بر تکه ای برگ
یاد تو همیشه تا مرگ

نامه های عاشقانه
جمله های کودکانه

واژه ها از روی احساس
هم بداهه ، هم به وسواس

تپش قلب یه گنجیشک
که اسیره تو دو تا دست

پنجره تو مشت دیوار
روی دیوار پر لیچار

همه رو به یاد دارم
همه شب این شده کارم

یاد تو همیشه با من
نام تو ترانه ی من...

نامه های عاشقانه
یادگاری،،،،،،،،،،، جاودانه

**********************************************************************************************
با عرض پوزش از همه ی دوستان نازن ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
پایان شاعر: اکبر غفاری

کاش اشکم نقطه پايان نداشت
ابر چشمم حسرت باران نداشت
کاش پايان نامه تحصیل عشق
گفتگو از تلخی هجران نداشت
از چه تعبیری ندارد خواب من
درد تنهائی چرا درمان نداشت؟
برگ برگ خاطراتم زرد بود
جز خزان فصلی دگر زندان نداشت
در کتاب آرزوهای دلم
هر چه گشتم واژه ی (امکان) نداشت
کاش پايان میگرفت این روز ها
کاشکی آنروز ها پايان نداشت
..............
................. ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
نامه شاعر: مجید حسین

نامه
نامه ای زدم بر باد مهربان برسد دست باران
نامه ای همچون نسیم آرام و دلنشین و با وقار
نامه ها زدم بر باد بیارد خبری از یار
شعرم بر لب و سازم در دست می نویسم چوطوفان سرسخت
آرام و دلنشین و با وقار می شینم گوشه ای در انتظار
تا برسد خبر از یار شقایق سر مست از یار و دیار
انتظار پوستِ جوانی را گرفت ساز خوش صدای مراگرفت
همراه این غافله ام غافل از غفلت زمانه ام
دست زمانه نوازش گر شد خاک بستر آرامش شد
نامه ها به پ ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
نامه های عاشقانه شاعر: حسام فر یاد

از هراس کفترای نامه بَر
تا یه پُستچی پیاده،رهگُذر
نامه های عاشقانه بود و هست
از سپر تا قلب بی رحم خطر
از نپرسیدن و دلواپسیا
مرگ فانوس ، پَر پَر ِ اطلسیا
نامه های عاشقانه بود و هست
واسه نبض انتظار ،بی کسیا

نامه های عاشقانه
رسمی کهنه و عزیزه
عصر رایانه س و انگار
نامه می پوسه می ریزه

هر چی می گم جوهرم یه جور باید
اونو هجی کنه از رو شعر بد
نامه دارم که نباید تایپ بشه
خط خطی باشه می ارزه تا ابد
خسته م از قیچی آدم با خودش
عاطفه سوزی و ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >