run in: 0start 0
run in: 0.013
نتيجه جستجو براي "شروع مدرسه" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: یادش بخیر یاد مدرسه شاعر: مریم احمدی(پریشان)

یادش بخیر...
شعرِهم آوای مدرسه
یاد سرود ملی و غوغای مدرسه
یادش بخیرزنگ شروع کلاس درس
صوت بلند بخش الفبای مدرسه
یادش بخیر بچه زرنگی که می نوشت
شاگردهای تنبل و بدهای مدرسه
این روزها بدورم از آن جوامتحان
از گریه های هرشب و املای مدرسه
یادش بخیرزنگ ریاضی و ترس ولرز
عشق هوای ورزش و بلوای مدرسه
تاخیرهای عذرموجه و راه دور
لبخند های خسته ی بابای مدرسه
یادش بخیر فصل خزان و هوای سرد
تهدیدهای ناظم و دعوای مدرسه
دیگر گذشت شیطنت وقت امت ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
۴۶ شاعر: محمد رضا لطفی

جمله باید شد رها از قیل و قال مدرسه
جمع ما هرگز ندارد هیچ حال مدرسه
عاشقی را در کلاس درس آموزش دهند!
وای از این مدرک چو باشد در قبال مدرسه
دل فقط باشد دلیل عاشقی سر را چه سود؟
عشق را آخر چه سود از میم و دال مدرسه؟
عاشقی تنها میسر میشود وقتی عزیز
میس‍‍پاری جان تو در راه زوال مدرسه
هیچ کس با دفتر و کاغذ نشد عاشق نشد
هیچکس با آزمون و با سوال مدرسه
من سوالی دارم از عصیانگران و عاشقان
گشته عاشق هیچکس با قیل و قال مدرسه؟! ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
جواب مدرسه... شاعر: حسین علی دلجوئی

** ** ** ** ** **
خسته ام عمریست ازدرس وكتاب ومدرسه
تابه پایان بردم این راه خراب مدرسه
پیش تر از شوق درس و دفتر و میز و كلاس
جمله شبها دیده ام می دید خواب مدرسه
شادكامی،تلخكامی ،خنده ها و اشك ها
داشتم من جمله در راه سراب مدرسه
زیر سرما ودم گرما و باران و تگرگ
بود اندر سینه یك عالم شتاب مدرسه
تا سوار چرخ دانشگاه گشتم روزو شب
پشت كنكوری زدم پا در ركاب مدرسه
تا كه از شش س ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
مدرسه شاعر: علی مرادیان

کاش شکوفاشودآن‌ باغچه
تا که بخندد گل آن طاقچه
می شودازچشمه آن چاه‌آب
آب بپاشم به رخ ماه تاب
کاش دوباره بروم مدرسه
باز کنم فارسی وهند‌ سه
مدرسه‌ام پشت همین راه بود
مدرسه‌ام خاکی وگل کاه بود
مدرسه ام گرچه کمی خاک بود
لیک پرازچشم ودل پاک بود
مدرسه ام باغ گل بچگی است
رفته‌واین‌دل‌همه‌درخستگی‌است
قا ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
... شروع شد شاعر: نهال خاکسار

همه چیز از سر یک کام شروع شد
از دو دل دیوانه ی خام شروع شد
صدایت کردم و طوری نگاهم کردی
همه چیز از خواندن نام شروع شد
شدم مست و همی هست و نگاهی،
از نوشیدن شراب یک جام شروع شد
قلبم زیر لب چیزی به من گفت
از ندای قلبم،الهام،شروع شد
نامت به زبانم  آمد ای روان باقی
از هجای اسمت،تو بهنام،شروع شد
چندی پس از شروع قصه
گفتی که نمی خواهی و فرجام شروع شد  ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
باز هم مهــر و شروع مدرسه/بازهم مشق و حساب وهندسه شاعر: مهدی کرمی

تقدیم به همکاران فرهنگی ام ودانش آموزان عزیز عضوسایت وهمه ی دوستان بزرگوار
باز هم مهــر و شروع مدرسه
بازهم مشق و حساب وهندسه
بازهم صدشوق خواندن دردلم
ریشه ی علم نشاندن دردلم
باز هــم آقـا معلــم درکلاس
میزند گل خنده ای ازجنس یاس
آه ای پیغمـبر دل هـای ما
آب پاک و روشن گِل های ما
ای به لب های تو نون والقلم
ای معلم معـدن جود و کرم
ازشـکوه علم تـو دل، جاودان
طفل دل ازشوق تو آمدبه جان
باغبان باغ علمی و کلام
بی تعارف ای معلم صدسلام
ناخدای کشتی علم ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
اتل متل شاعر: حمید رضا کریمی پیرکوهی

ز اتفاق کبودی غزل شروع می شد
به کام تلخی غم از عسل شروع می شد
رفیق شانه ی من بوی گریه ی تو گرفت
جدایی من وتو از بغل شروع می شد
همیشه آمدنی رفتنی ز پی دارد
شکست بقض من از این مثل شروع می شد
تو رفتنی و من اما دوباره ماندنیم
درون سینه غم بی بدل شروع می شد
همیشه عاشق و معشوق گیر فاصله اند
غم غریبیم از این علل شروع می شد
به راه عشق کسی پایت از میان بر چید
و باز شعر لبش از اتل شروع می شد ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
هذیان! شاعر: کاظم وکیلی(کهکشان)

گم شد ستاره ، ماه کجا رفت؟ ، فکر بد!
قصه شروع شد ، زن بیچاره پلک زد!
اه باز هم که قصه ی زن در غزل نشست
ول کن بیا به مدرسه با نمره ی ۲ ...رد!
بعد کلاس منتظرم ، چشم ، ساعتش؟
با ضربه ی دو عقربه باشی کنار سد!
«کاظم شماره را بده من» ... چشم می رسم
مانتو سیاه ، کفش کتانی و کیف ِ ... قد؟!
بس کن ، دوباره قصه ی زن ... بهتر است ، ها
مشکل فقط کجا برویم از ... بدون حد!
حله ، بیا جنوب ِ...خیابان ِ ...کوچه ی ...
«آدم زیاده بخت خودت را نکن لقد»!
فردا شروع کار شما با من و دعا!
رنگ س ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
.... شاعر: محسن سفیدی لشکاجانی

سردرگم و دلواپس و مبهم شروع شد
گویی کتاب غصه ی آدم شروع شد
باران به روی دردهای شب اثر نکرد
وقتی که آتش از دل شبنم شروع شد
اول خدا دست مرا رد کرد و بعد ازآن
دیگر تمام دردها کم کم شروع شد
آن روهای آبی و سبزم غروب کرد
چشم خودت را بستی و شب هم شروع شد.... ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
هیچ گاه خواهرم از مدرسه برنگشت شاعر: اهل الدین بحری

هیچ گاه خواهرم از مدرسه برنگشت
بمب می بارید،
بمب های از جنوب
دروازه ها به صدا می آمدند
صدایی به گوشم می رسید
انگار آواز مادرم بود
همسایه ها صدا می کردند:
کودکان به مدرسه رفته اند...
خوب یادم هست،
گریه های مادرم
هنوز گریه می کند
ولی،
هیچ گاه خواهرم از مدرسه برنگشت. ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >