run in: 0start 0
run in: 0.038
نتيجه جستجو براي "رفتن" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: بی تو شاعر: جلال محمد هاشمی

می شود بی تو از این شهر، سفر کردن و رفتن
بی پیامی به تو با قهر، گذر کردن و رفتن
می شودصفحه هر خاطره را پاره نمودن
می شود یاد تو را دست به سر کردن و رفتن
می شود دور تر از سیطره تیر نگاهت
به بلندای تو از دور نظر کردن و رفتن
می شود عهد تو را مثل تو یکسویه شکستن
همه عمر به اندوه تو سر کردن و رفتن
می شود بی تو به دریا زد و بیهوده شنا کرد
بی هراس از شکم موج خطر کردن و رفتن
ولی ای دوست، به قرآن که حقیقت به جز این است
کی شود یک نفس از عشق حذر کردن و رف ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
رفتن تو شاعر: سعیده آخوندزاده

ترک نشسته به دل، از صدایِ رفتن تو
نشانده خاک به رویش عزایِ رفتن تو
هنوز عطر وجودت به هر نفس جاریست
عجب گرفته دلم در هوایِ رفتن تو
اگر چه پیش تو بودن همیشه شیرین است
پرم ز تلخیِ این لحظه هایِ رفتن تو
اسیر چشم تو بودن برای من کافیست
که چشم دل بدود پا به پایِ رفتن تو
نشان غربت دل خورده بر سر و رویش
از آن زمان که شدم آشنایِ رفتن تو
طلوع کی بکند روزگار من زین پس؟
که همنشین من است های و هایِ رفتن تو ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
با هر دلی که داشته باشیم شاعر: صلاح الدین جویا

میگفتم ،
همیشه میگفتم!
میگفتم، اگرنه همه چیزها
اما بعضی ازچیز ها بجا میماند!
-حتی معنی رفتن
ولی امروز فهمیدم
حتی رفتن هم میرود
وبه معنایش نمی پاید!
خوب ، پس00
رفتن تنها رفتن نیست!
رفتن از رفتن بیشتر است!
رفتن معنی های زیادی دارد!
با هر دلی که داشته باشی
با هر پایی که داشته باشی!
با هر احساسی که داشته باشی!
با هر غمی که داشتی باشی!
رفتن رفتن است! اما با همه ای معنی ها
هرچند که راهی باشد به سوی منزلی
سفری باشد به دیاری
- عزمی به سوی یاری
و ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
* روز رفتن * شاعر: امید غلامی شمس

شعر رفتنی نگفتم یادگار روز رفتن
من غزل نگفته بودم این برای روز رفتن
سر تاریخ معیّن این غزل معنی می گیره
کاشکی تو باشی کنارم ، وقتی می شه روز رفتن
روز رفتن ، روز بارون ، سر ساعت معیّن
شعر من کتاب می شه ، سر موقع روز رفتن
وقتی بارونی شه چشمات می تونی منو ببینی
تو خیابون جدایی ، سر کوچه ، روز رفتن
شب شعر این جدایی ، یه غزل ترانه خوندن
یه بغل قصیده گفتن واسه شعر روز رفتن
یه تفکّر غریبه ، حس آخرت رو دیدن
بین این روزای رفته ، آی غریبه روز رفتن
با گذ ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
رفتن شاعر: ازاده طباطبایی

رفتن را از چه کسی آموختی
از معلم کلاس اول
که صرف فعل رفتن را
زمزمه کرد
و تو از بر کردی
که من بمانم در حاشیه
و تو از متن زندگیم محو شوی
بعد از رفتن بی دغدغه ات
من شدم دیوار ترک خورده
با هیچ مرهمی
هرگز نشدم آدم قبلی ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
سفر شاعر: اردلان سرفراز

رفتن و رفتن و رفتن
دل به تنهایی سپردن
رفتن اما
نرسیدن
لب دریا
تشنه مردن
رفتن و رفتن و رفتن
حرفیه که ناتمومه
بغض
یک
گریه ی تلخه
که یه عمره
تو گلومه
واسه من سفر همیشه
یه کبوتر سفیده
که روی سینه ی سفیدش
قطره قطره خون چکیده
گفتنی ها رو باید گفت
می گم این حرفو با فریاد
مث ابرای مهاجر
نمی شم همسفر باد
به سفر من دیگه تن در نمیدم
گریه از درد
سفر سر نمی دم
به سفر من دیگه تن در نمیدم
گریه از درد سفر سر نمی دم
گم شدن
مثل یه سایه
میون غبار کینه
لب بسته
پای خس ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
رفتن تو شاعر: رحمت کاظمی

رفتن تو آمدن اشک بود و رفتن تو رفتن خواب
کاش که این ساده دلم، اندکی آرام می شد
آب رویم بردی و، دادی به دستم سراب
کاش که آن ابر سرم،اندکی باران می شد
رفتن تو آمدن خشک بود و رفتن تو رفتن شیر
کاش که این سکه ی من،اندکی پرتاب می شد
شیر و شکر بردی و،دادی به دستم شراب
کاش که آن جرعه ی من،اندکی هم ناب می شد
رفتن تو آمدن سیم بود و رفتن تو رفتن زر
کاش که این گشنه گدا،اندکی سیراب می شد
گنج و درم بردی و،دادی به دستم کتاب
کاش که آن مغز سرم،اندکی بی تاب می ش ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
پس از ان رفتن تو... شاعر: محمدرضاامینی

پس از ان رفتن تو {خطاب به حضرت مهدی}
اسمان دلگیر شد
وبه خود رنگ سیاهی میزد
و زمین حسرت یک لحظه تو را خواهد خورد
***
پس از ان رفتن تو
ساعت و ثانیه ها ایستادند
ودرختان پاییز
وزمان دلگیر است
***
وپرستو که همیشه خانه بر دوشش داشت
پس از ان رفتن تو
ارزویش قفس است
***
پس از ان رفتن تو
دل من نای تپش را نداشت
باغبان{منظور خدا} در دل من غم هجران میکاشت
***
پس از ان رفتن تو
زندگی اشهد خود را
در گوش روزگاران میخواند
این زمین برهوت
بوی یک لحظه شقایق را ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
رفتن تو شاعر: م منوچهری

شبای رفتن تو شبای بی ستاره اس
شبای رفتن تو دلم چه پاره، پاره اس
شبای رفتن تو برام رنج و عذابه
شبای رفتن تو آسمونم خرابه
شبای رفتن تو دوریت برام عذابه
شبای رفتن تو خونه دلم خرابه
شبای رفتن تو ماه دیگه در نمیآد
آفتاب عمرم سر میآد
پلکام دارن سنگین میشن
شبهای شادی سر میاد
نبضم به کندی می زنه
روزهای آخر سر میاد
آخه امشب شب بی خوندنه
آخه امشب شب بی تو رفتنه ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
سفر دل شاعر: علی اصغر یزدانی (تراب)

فکر رفتن باز
در سرم افتاد
داستانی شد
این سفر رفتن
کومه ها سردند
کوچه ها تاریک
گرمی خاطر
همچو مو باریک
سینه ها پر آه
قصه ها ناقص
دشت هم برفی
جاده یخبندان
شوق رفتن هست
جای رفتن نیست
جاده یخبندان
پای ما در گـل
راهها بسته...
* * *
پای رفتن هست
حال ماندن نیست! ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >