run in: 0start 0
run in: 0.016
نتيجه جستجو براي "در باره آبرو آبروداری" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: رباعی 1 و 2 شاعر: بهرام محمودی

رباعی 1 :
بی مشتری ام ، مرا خریداری کن
در سینه ی سرد خود نگهداری کن
این زندگی آبرو برایم نگذاشت
ای مرگ بیا تو آبروداری کن


رباعی2 :
در پاکی عـشـق من مـردد شـد و رفت
او تابع «هر چه پیش آید ...» شد و رفت
گفتم مگر از نعش دلم - [آ-خ دلم]
- از روی جنازه ی دلم رد شد و رفت - ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
آبرو شاعر: امید عامری

آبِ رو باید بریزد نزد اهل آبرو
تا نریزد آبرو در پیش نا اهل دو رو
آب دیده ارزشش از سیم و زر افزون تر است
چونکه باشد آبرو را آبرویش آبِ رو
یا حق ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
آبرو .... شاعر: الف.ح

آبرو بردم ، ولیکن، تو همیشه، دردرون محفلی
نزد استاد ،توی هرجشن وسرور،تو سر تری
آبرو بردم خبرها بود زعکس
یک کمی برفکر پوچ ات کن تو مکس
آبرو آنست که من با امر تو یک دزد ناموس میشوم
درخیابان شلوغ من دست ماموربا صدافسوس میشوم
آبرو بردم چنین درجشن وپایکوبی همیشه اولی
ازبرای یک تولد یا عروسی سرتری
آبرو این نیست که من حق گفته ام
زین دلم بوده نه اینکه حرف بیهوده ولغومن گفته
ام
آبرو برنزد آن یزدان بود
این بهانه مال این رندان بود
آبرویت مثل خون ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
آبروداری... شاعر: مرتضی رنجبران

دست های پینه بسته
نفس را در سینه بسته
حبس شده آبرو زیر بازویش
خم نیاورده هنوز به ابرویش
بچه ها هر شب در انتظار پدر
چشم ها همه منتظر مانده به در
آبروداری مادر با لباس پینه دوز
پرده پوشی پدر از زخم های سینه سوز
بچه ها خندان، با لباس های آنچنان و پدر نگران
از تن پوش کودکان، که مباد آشنا برای دیگران
پدر ایستاده، غمگین، با تنی رنجور
روزگار اما با پدر کارگر، ناجور
اضافه کار، انعام، پول حاصل از زمین شویی
پدر ناگریز، به بساط کردن و دستفر ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
بي آبرو شاعر: حمید دولتی

آتش
آبرو یافت
گلستان كه شد
بر ابراهیم
اما
آه
از آن لحظه که به خیمه های "كربلا" رسید
آبرویش را بر باد داد
و اكنون
هزار و چند صد سالی است كه
آتش
غصه دار است که
ای كاش
آب بود
نه بی آبرو ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
يلدا شاعر: رزا افروزیان(صدفی)

بهار سالی یه باره
ابرا نم نم می باره
زمسون و تابسون
فقط سالی یه باره
سرد سرد و گرم گرم
این دست روزگاره
فصل خزون برگا
فقط سالی یه باره
انگار زمین بی تابه
یلدا سالی یه باره
شبی که ته نداره
یاد تو موندگاره
به خاطرت بیداره
فقط یه شب؟؟؟
محاله ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
جيب و آبرو شاعر: هوشنگ هوشنگي

اینروزها جیب
نامش آبروست
جیب قلمبه ای دیدم
پرسیدم؟؟؟
آبرو داری
مات ومبهوت
گیج و گنگ
با تردید گفت
نمی دانم
پول هایش را از جیب
از شلواربیرون آورد
گفتم آبرو همین است
دل خوش یا ناخوش
در هم روی هم سیری چند؟؟؟
لبخندی زد
گفتم به یاد قدیمیا
تا پول داری
رفیقتم عاشق بند كیفتم!!
دور تا دورمان
دختران شاه پریون
از ته دل خندیدند!!! ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
آبرو داری شاعر: موسی دهقانی

مرا آبستن درد شقایق کن
نه بی تابم
نه تاب مادری دارم
مرا در لحظه فارغ کن
برای بوسه بر خاکت مزارم باش ودر خاکت
مرا مشتاق و لایق کن
منم اینجا ز اشک دیدگان سیراب و می روید ز خاکم بوته ی آتش
چو من باشم که می گوید تورا مشق شقایق کن؟
یکی را همچو من نادیده و نآگاه،
و یا نادیده و آگاه
به خصم دیده عاشق کن
فقط یک مرتبه یک بار
همین فردا
دلت را جلد و عایق کن
هرازگاهی که از خاکم گذر کردی،
به دشنامی اگر می دهی،
خیرات آن رسوای سابق کن
نکردی هم نکن
زیرا ف ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
بابا شاعر: بهزاد شفقتیان

کمی آهسته تر بردار قدم تا نرود آبروی پدر مگر نمی دانی موهایش را به راه آبرو سپید کرده نکرده ؟ دست نزن ؛ هیس ؛ نخند ؛ نکن ؛ نه نه نه پدر آبرو دارد موی سپید دارد حساس است قلبش عیب دارد اصلا مگر یادت نیست آن مرد آمد - آن مرد با آبرو آمد بابا موی سپید داد بابا قلبش را داد بابا گیر داد بابا ؛ بابامو درآورد و نان داد ای وای نباید می گفتم آخر بابا آبرو دارد موی سپید دارد.......... ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
آبرو شاعر: رضا محمدزاده

۱.
نرخ تورم
که بالا می زند
سوراخ جیبمان پیداست
در این وانفسا
آبرو .....
:کیلوئی چند ؟
۲.
آسمان
می بخشدو
زمین خسیس ترازآن که
نم پس دهد ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >