run in: 0start 0
run in: 0.041
نتيجه جستجو براي "بیوگرافی مشخصات ندا جناب" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: اي جناب شاعر: حجت اله یعقوبی

می زنم هر گوشه ای سر، ای جناب،
می چِشَم جامی زِ کوثر، ای جناب
کاخِ طاغوتی که ویران شد زِ بیخ،
ما شدیم عینِ برادر، ای جناب
نه کسی بیکار و نه پایی به دار،
نه بدهکاری، نه شرخر، ای جناب
رایِگان شد خرجِ طفل و پیرِ ما
می زند کس بر درت، در، ای جناب؟
دیگر این از حدِّ خود بیرون شده
شهرِ بی دزد و کلانتر؟!، ای جناب؟
گُر گرفته دختری در مدرسه؟،
باغِبانی ، مانده بی بر، ای جناب؟
این چرا آشفته می گوید سخن،
هر کجا هر گوشه، کافر!، ای جناب؟
در رکابم!، گر تو فر ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
بیوگرافی شاعر: محمد آمرزیده

مشکل ازآنجایی شروع شد
که مادرم مرا زایید
بند ناف ناکرداررا
در مدرسه ای چال کردند
بی هوا شدم درس خوان!
آب بابا نان...
استخوان شکستم
مو کندم
نه قصاب شدم
نه مرغ فروش
بلکه شده ام
ماری که تا خود صبح
ازدرد پا به خود می پیچد!!! ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
عالی جناب شهر شاعر: محمد مرادی

شب است.
تاریک تاریک است .
دگر مهتاب هم ایستاده خوابش برده.
اما من
در افکار خودم غرقم.
که فردا می شود.
عالی جناب شهر من باشم.
روم بالا و بالاتر
رسانم دست خود را
من به آن ابرای باران زا
و آن روی نکو مهتاب را بوسم.
به خود گویم
مرادت می شود حاصل.
"فقیران " نعمتی باشند
برای پولداران خدا نشناس.
کمی خود را بزن به ناشناسی با خدا
نامردی ونامردمی آموز.
و از فقر و فلاکت های این مردم
بساز یک نردبان نو.
هنوزهم توی این شهرگدا گشنه
تو با پرسی غذا ع ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
جان کلام : یا علی گفتیم! شاعر: مهرداد بهار

پرتو خورشید؛ بر مَه؛ می فِتد؛ شب را به کار
روشنی کافیست؛ شمعی دیگر؛ افروزم ؛ چه کار؟!

شمس تبریزی ؛ مراد مولوی ؛ در نرد عشق
یا سنایی ؛ نور چشم ؛ عطار را ؛ در ابتکار

صد هزاران؛ دیده را؛ زارباب عشق و معرفت
نقطه ای هم نیستم ؛ در آخر خط آشکار !

در بساط نکته گویان؛ هر چه بافم ؛ لافه ای است
تکه ای معروف باشد؛ می شود ؛ حتماً ؛ "سه" کار!

کودک ذهنم ؛ زِ بختم؛ کور مادر زاد بود !
این صدف همواره ؛ با گوشان خود بیند شکار!

دین و عرفان و شریعت یا طریق ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
۰۰۸۹) بیوگرافی ـ خط سیاه شاعر: حسین ظهرابی

نام : حسین
نام خانوادگی : نیلوفری
نام پدر : نیلوفر
نام مادر : نیلوفر
متولد : ۳/۱۱/۱۳۶۴ ـ بهبهان
صادره از : ونکوور
تحصیلات : دانشجوی عشق شناسی ـ دانشگاه شعر نو


خط سیاه
و تو ـ نیلوفر من ـ
که به اندازه ی نابودی من بی رحمی
و دلم رفتن نیست
پای از بند ِ تو دل کندن را؛
روی این خط سیاه
ـ خط بی وقفه ی نابودی من ـ
نام بی حرف تو هستی دارد
و خودم
ـ پاره ای دل تنگی ـ
که تو را محرومم. ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
می شناسمش!! شاعر: شیلاچابلی

می شنــــــا سمش...!!
نه از چکــــامه های خستــــــه
بلکه از تپــــش های پیوستـــه
که می زند بر واژگـــــان
نبــــــضی صــــــــــامت
ســـــایه ای خشکیــــــده
بر ارابـــه ی نبــــوغـش
و ردی وامـــــانده
بر گستــــره ی غربت موهـــــومش!
وـ ض رب انِ ـ نطفـــــــه ای
که قــــــــــــــلم
می زند بـــوسه
بر رســــــالتش
می شناسمش...
از سکــــوتش!!
هنـــــــوز«کسی در دریــــــا
فریـــــــاد می زنـــــــــــد ...
ـ رکســــانا!!ـ»
***** ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
چه زود دير مي‌شود... شاعر: رامين شهميرزاد

های رامین! تو مگو "من كه شوم پیر، چه سود؟"...
كه چنین بوده و، تا هست؛ چنین خواهد بود...
خوش سروده است در این باب، جناب ِ قیصر... (1)
گر نجنبیم به خود، دیر شود خیلی زود... (2)
===
(1) منظور شاعر گرانقدر جناب قیصر امین‌پور می‌باشد... روحش شاد...
(2) اشاره به شعر پر معنا و زیبای "ناگهان... چه زود دیر می شود!" اثر استاد قیصر امین‌پور. ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
بیوگرافی ایران شاعر: توکل مشکوه {مشکات}

گوش کن تا گویمت جان برار
از بيوگرافي ایران از قرار
کشوری داریم حمد ا... عظیم
کان نفت و کان زرّ و کان سیم
مردم ما مردمی فهمیده اند
هم خوشی هم نا خوشی ها دیده اند
چونکه بیت المال ما دزدیده اند
میوه تلخ قناعت چیده اند
این طرف همسایه مان افغانیه
نیست آرامش در آن یک ثانیه
قتل و غارت ، جنگ های داخلی
بی تمدن مثل عصر جاهلی
یک زمان جولانگه ملا عمر
روز دیگر نوبت بوش پسر
آن طرف تر کشوری چون سوریه
باج دادن به آنها زوریه
نیست همسایه این تخم جلب
ارث باب ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
همسفــــــــــر شاعر: زیبا آصفی(آمـــــــین)

1
شاعری را تیر باران کردند
جرمش
کُشتن واژه ها بود
و مرثیه سرایی
برای مرگ
رنگارنگشان در
پاییزی رنگین
با لباسی ارغوانی
یک یک
واژه ها را
رنگ میزد و
در گور جملات
دفن می کرد...
2
میخواهم
_____همسفر
دل ِ عاشقت
دل ِ بیقرار و پر رازت
دل ِ پر سوز و نیازت
دل ِ غمبار و خسته ات باشم
تا در این سفر ِ سخت
تنها نباشی
3
نفیرت چون اژدها
شعله های اتشین
بر سرم می پاشد
از تو سوالی دارم
عشق...
وجدان...
مردانگی...
کدام یک را
تو داری؟!!!...

زیبا آصفی(آمــین)11/ ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
تقدیم بر پیر میکده جناب لقمانی عزیزم شاعر: رضا محمدی (شب افروز)

درود بر جناب عزیزیم
چون آمدی دوباره
جان بر تن من آمد
ای خوبتر ز جانم
بلبل به گلشن آمد
من ساغر لبانت
پرسیدم از گلستان
دیدم گل از حسادت
برمن به شیون آمد
-
باز آمده باز آمده
باز از سر ناز آمده
آن سرو شیراز آمده
آن عشوه پرداز آمده
آمد که طنازی کند
با جان ما بازی کند
چون پیر شیرازی کند
دل ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >