run in: 0.001start 0
run in: 0.055
نتيجه جستجو براي "ای اهل حرم میر علمدار نیامد" - تعداد نتايج: 50 - نمايش صفحه 1 از 5 صفحه


1. نام شعر: علمدار نیامد شاعر: امین ترابی

در قصه ی دل، دلبر و دلدار نيامد
آن مهوش مه روی وفادار نيامد
پوسید نگاهی به رهی از سر امیّد
سقّا و سپهدار و علمدار نيامد
در خشکترین مرتبه از منظر غربت
آن ابر بلا دیده ی پربار نيامد
در هر گذری سايه ی کفتار نمايان
آن شیر شغال افکن بی یار نيامد
در شهر غزل، نیست بیانی که برویم
آن مصرع غم پرور تبدار نيامد
بوسید لبش را تن خشکیده ی دریا
عطشان لب و از آینه سرشار، نيامد
در خواب نرفتند، دو چشمان هراسان
سرلشگر شب دیده ی بیدار نيامد
آن شاه که تنها زده بر ساغ ...
(ادامه شعر)


2. نام شعر:
یار نیامد که نیامد شاعر: محسن جدی

در مجلس ما یار نيامد ُکه نيامد
ان دلبر و دلدار نيامد ُ که نيامد
در فکر و خیالش همه اوقات بسر شد
ايام گذر کرد و دگر بار نيامد ُ
از باغ به حسرت ببرم میوه خود را
زیرا به چمن نخل شکربار نيامد ...
(ادامه شعر)


3. نام شعر:
آمد ... و نیامد شاعر: طاهره تختی (نسیم)

اسم او تا دم اين حنجره آمد، و نيامد
خاطرش تا لبه ی پنجره آمد ، و نيامد
روزهايم همه در حسرت دیدار بسر شد
روح شب زیر پَرِ شب پره آمد و نيامد
جاي پروانه ی خوش یمن صدايش تَهِ باغم
وز وز کهنه ی یک زنجره آمد و نيامد
هرچه تصویر خیال از قدمش در نظرم بود
مثل یک تابلو از خاطره آمد و نيامد
شعر موهوم سپیدت شب تشییع غزل ها
زیر تابوت دل شاعره آمد ، و نيامد
غزلم پیش غزلواره ی بی وزن تو تنهاست
شعر من در نظرت مسخره آمد و نيامد
تا "نسیم" از قدم دولت امید خبرداد... ...
(ادامه شعر)


4. نام شعر:
انتظار ... شاعر: میلاد مرادی

بهاران آمد و یارم نيامد
چراغ خانه ی تارم نيامد
دل دیوانه ام بیمار او شد
طبیب قلب تب دارم نيامد
شبی که رفت و راهش را جدا کرد
می صد ساله به کارم نيامد
سحر آمد و اما خواب راحت
دگر بر دیده ی زارم نيامد
دست اربابیتش گر بر سرم بود
غلامی کردم و عارم نيامد
به خوابم آمد و با من عجین شد
بعد از آن آرامشی بر حال بیدارم نيامد
یک دمی با او نشستن آرزوی بینهايت
چه کنم مجرور دستش با ید جارم نيامد ...
(ادامه شعر)


5. نام شعر:
لطف ساقی شاعر: امین سوری

مرا از عاشقی جز غم نيامد
به زخم کهنه ام مرحم نيامد
به غم عمری گذشت و انتظار ماند
کسی در کیش ما محرم نيامد
شبان را تاسحر دل رنگ خون شد
همی بر چشم کس شبنم نيامد
زشیدايی چشمش شکوه کردم
بلا امد فزون و کم نيامد
خمار می خراب و غم پرستم
ولی ساغی غم با خم نيامد
چوتشنه در سراب اشفته حالم
چه شد از پاي کس زمزم نيامد
به خانقاه و مسجد عمری نشستم
بر اين دل چاره ی ارحم نيامد
به میخانه شدم پر شور و یکدل
زلطف ساقیانیکوترازاين غم نيامد ...
(ادامه شعر)


6. نام شعر:
او می آید..... شاعر: خدايار اميد

از دل چه غباری بزدودیم و نيامد
صدبار دوآغوش گشودیم و نيامد
درحسرت دیدار وی و روی چو ماهش
اهل عمل و عشق نبودیم و نيامد
از بر بشدیم بیت به بیت آیه به آیه
آن شعر زلالی که سرودیم و نيامد
تا جان بدهیم در قدمش از سر اخلاص
چون لاله به پا خاسته بودیم و نيامد
تا او برسد از ره و درمان بنمايد
برلب همگی ذکر درودیم و نيامد
اي کاش کسی مژده دهد جان و دلم را
بر آمدن او که ستودیم و نيامد ...
(ادامه شعر)


7. نام شعر:
بی تو شاعر: هاجر جعفری

بی تو آن روز دگر باز نيامد
صبح فردا بهر آغاز نيامد
بی تو در گمشده بازار وفا
پی شیرین دل فرهاد نيامد
بی تو اين سردی شبهاي بلند
تا به امروز به سر باز نيامد
بی تو آن نغمه درآن خلوت بی ساز
با همان سوز و گداز به آواز نيامد
بی تو آن شعشعه ی مست سپهر
تا قیامت کنج افلاک نيامد
بی تو حتی پرستوی سفرکرده
سوی لانه به پرواز نيامد
بی تو در خلوت پايیزی من
پی رگبار دلم، اشک من باز نيامد
بی تو اينجا بدور از تو
بی تو گویم که خدا نفسم باز نیايد... ...
(ادامه شعر)


8. نام شعر:
یارم نیامد شاعر: ایمان جعفری

نیمه شب رفت ویار شبابم نيامد
دلم صد راه رفت و خوابم نيامد

چشم ترم تا نیمه شب خشک شد
صد پیامک نازرفت و جوابم نيامد

خروس بانگ سحر داد و مناره اذان
مهتاب امیدم رفت و آفتابم نيامد

به شور بختی ما آسمان هم تشر زد
نباریده ابری رفت و شهابم نيامد

هر شب به وقت سحرآواز پرندگان
امیدم بال زد رفت و مهتابم نيامد

ناله حسادت میکند بر گلویم امشب
درشگفتم جانم رفت و جانانم نيامد

آفتاب سر زد و دو چشمانم سرخ
ايمانم به هدر رفت و شرابم نيامد ...
(ادامه شعر)


9. نام شعر:
باران عشــق شاعر: امین رنجبرها

باز زمستان آمدو یار من نيامد
باز باران آمدو اشک من نيامد
باز نام عشق آمد و عشق من نيامد
لحظه مرگ آفتاب آمدو یار من نيامد
باز صداي آسمان آمدو ساز عشق نيامد
باز دلشوره و ترسم آمدو همدمم نيامد
باز باد شمال آمدو نامه اي نيامد
باز لحظه مرگ ابرها آمدو نور عشق نيامد
باز روزها تکراریو آفتابی شدو هیچکسی نيامد.. ...
(ادامه شعر)


10. نام شعر:
میراند و نیامد ... شاعر: طاهره تختی (نسیم)

در حسرت دیدار دلم ماند و نيامد
یک مرثیه از داغ دلش خواند و نيامد
یادش گذری بر نظر خسته ی من کرد
در زیر دو پلکم هوسی راند و نيامد
یک شعله ی کم سو لب ايوان دلم ماند
از آتش عشقی که فروزاند و نيامد
عیساي مسیحا نفس از بخت بد من
صد قافله رسوا شده ميراند و نيامد
از پشت همان پرده ی حاجب شده ی غیب
یک ساغر گلگون شده گرداند و نيامد
دل در گرو خال و خط دامن او بود
دامن ز دل خسته ام افشاند و نيامد
آمد همه ی هستی من را ببرد باز
یک خاطره از عشق که سوزاند و نیا ...
(ادامه شعر)

صفحات ادامه نتايج:  1  2  3  4  5  >