هی بخند
رامونا
به من وخيال بر باد رفته ام
دستانم
پوچ شده است
پيش بهار
وقتی پاييز بيايد
شاتوتِ پيرِ کوچه هم
به خواب
فصلهای
مرد
اندازه قلم: A A
چیدمان:
رنگ قلم:
پس زمینه:
ديگه چشمام رو مي بندم
قول ميدم ، هرگز نخندم
ميشينم يه گوشه تنها
مي مونم با غم و ماتم
ديگه هيچ بهونه اي نيست
واسه ما ، بمونيم باهم
تو داري ، هواي " حوا "
منه خاكي ، هواي " آدم "
بين من ، تا با تو بودن
فاصله خيلي زياده
هرچي هست واسه تو باشه
واسه من ، چيزي نمانده
واسه تو هرچي كه بودم
هرچي بود ، بود و نبودم
همه حرفهاي دلم رو
همين ها بود كه سرودم
-
؟؟
این شعر را خواندند (اعضا)
علی محمدی (1/12/1387),زهرا طهماسبی(پریشان)بلداجی (1/12/1387),مهدی صادقيان (1/12/1387),امیر عسگری (1/12/1387),کاپلان (1/12/1387),علی محمدی (4/1/1388),
نقطه نظرات
نظرها
نام: مهدی صادقيان
ارسال در پنجشنبه 1 اسفند 1387 - 18:30















