0

باكره !

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

مرا ببخش كه به تو تجاوز كردند .
اين انسانهاي حيوان صفت
و ردپاي ديوان هوس باز
بر تن تو نقش بست
تن عريان و پاك تو
حال آرزوي هر كس و ناكس شده
و تو
ديگر باكره نيستي ، ماهِ من
آنقدر بر آبيه زمين حسادت كردي
كه معصوميت خودت را به دست فراموشي سپرده بودي
روزي بر سپيديه تن تو آرزوها داشتند
حال تو نيز
به تسخير انسانها در آمده اي
---
؟؟

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  تاريخ ثبت و شماره سريال شعر لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

! (14/8/1387),نسیم حسن جانی (14/8/1387),علی محمدی (فرياد خاموش) (14/8/1387),علی محمدی (14/7/1388),

نقطه نظرات

نظرها

نام: امير يزدانی   ارسال در سه شنبه 14 آبان 1387 - 18:56

بسيار بسيار زيبا بود.دم شما گرم
قلمتان سبز@};-


نام: نسیم حسن جانی کاربر عضو  ارسال در سه شنبه 14 آبان 1387 - 19:15

آفرین@};-


نام:   ارسال در سه شنبه 14 آبان 1387 - 20:14

سلام
شعر جالبی نبود
از نظر موضوعی...


نام: مجتبى   ارسال در سه شنبه 14 آبان 1387 - 23:34

سلام بايد بگم که معنى خاصى داشت وفکر کنم اینو واسه يه چيز خاص سروده باشي به هر حال نمیشه گفت بد بود ولی با خوندنش آدم احساس بدی پیدا میکنه.موفق باشید@};-



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.