هی بخند
رامونا
به من وخيال بر باد رفته ام
دستانم
پوچ شده است
پيش بهار
وقتی پاييز بيايد
شاتوتِ پيرِ کوچه هم
به خواب
فصلهای
مرد
این شعر را خواندند (اعضا)
! (3/7/1387),ژيلاـبهار (3/7/1387),Ø´Ú©ÙˆÙÙ‡ (3/7/1387),سعید ر (4/7/1387),علی محمدی (23/12/1387),
نقطه نظرات
نظرها
نام: شکوفه ارسال در چهار شنبه 3 مهر 1387 - 02:39
نشکن!
زمان مادر بيرحمى ست ! اى کاش اى کاش اى کاش ما هميشه بر عکس نميشديم!
اى کاش نميخواستيم از يادمان رود ام ابدى شو اى کاش نميخواستيم ابدى شود اما پيش تر از انکه فکرش را کنيم از يادمان رود!
دنيا تمام تضادها را انگار در اغوش خو جاداده است!
نشکن...براى شکستن زود است!مجال ميدهند به ما براى زندگى...
نشکن...
عاشق زندگى باشى














