0

تو چرا ...

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

چراغم را نيز ، تو ببر
من با عصایی به دست ، می بینم
و از آن مردانم
که دگر گریه به دل ، خنده به لب میمانم
تو چرا
با آن همه چراغ در ابتداي راه مانده اي ؟؟
---
؟؟

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  تاريخ ثبت و شماره سريال شعر لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

علی محمدی (23/12/1387),

نقطه نظرات

نظرها

نام: زهرا طهماسبی(پریشان)ب   ارسال در سه شنبه 11 تير 1387 - 11:27

سلام بر محمدى گرامى.واقعا تصوير شعرتون قوى بود.دستمريزاد.
@};-



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.