0

از روی اجبار

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

گاهي آنقدر پست ميشوم كه فكر ميكنم ، من هم انسانم ، من هم آدمم !!!
و آنها
در اين دنيا
تكرار مكرر گناه و اميد به بخشش
تنها فقط لاشه اي را كه نام آدميت برآن گذاشته اند را ارث برده اند ، بردوش ميكشند از روي اجبار ...
حرامتان باد ثانيه هايي كه داريد و ديگران آرزوي داشتن دارند ، اما ندارند و خفته اند از روي اجبار ...
---
؟؟

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   



این شعر را خواندند (اعضا)

علی محمدی (23/12/1387),

نقطه نظرات

نظرها

نام: حسین ظهرابی   ارسال در یکشنبه 19 اسفند 1386 - 11:36

سلام علی جان
چرا اینقدر تلخ به مسائل نگاه می کنی؟
ترسیدم منو هم بزنی؟!!

سال خوبی داشته باشی.



ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.