0

مادر۴

شکل قلم:F
اندازه قلم:  A A  
چیدمان:
رنگ قلم:                      
پس زمینه:                    

مادر اینجا سرد است
مادر اینجا درد است
مادر اینجا یک چیزی
مثه زخم بر تن من می بارد
بی خودی می گریم
بی خودی می خندم
بی خودی در پی خویش می گردم
را حتی نیست در اینجای کثیف
حرمتی هیچ ندارد دل من
دل داغدار و دل دردمندم
حرمتی هیچ ندارد قدمم
قدمی رفته به باد
قدمی رفته به هرز
قدمی رفته ز دست
راه گم کرده به اجبار هزار دوز و کلک
راه گم کرده به اجبار نیاز های سخیف
راه گم کرده به دنبال نظر های کسانی دیگر
باورت هست مادر
قصه من یک طنز است
یک طنز حقیر
یک طنز ز یک لحظه بعد از تو نا چیز
یک طنز که با زجه من دیگران می خندند
آه خدایا مادر
بی خدا می گریم
با خدا می گریم
زیر هر سایه که من می ایستم
بر سرم آوار است
دل به هر نا کس و کس که دادم
دل من رفته زدست
دست مانده هنوز در حسرت دل
دل هنوز پایمال کسانی نا مرد

امتیاز: 0.0 از 5 (مجموع 0 رای)
نسخه چاپي  اضافه کردن به ليست Favorites  دعوت از يک دوست براي ديدن اين صفحه  فرستادن اين شعر با نامه  گذاشتن اين شعر در وبلاگ يا سايت خودتان  لينک ثابت اين شعر  گزارش خطا یا تخلف یا محتوای نامناسب   


پخش کننده آهنگ با مرورگر شما سازگاری ندارد قادر به پخش آهنگ نمی باشیم.

ارسال نظر

نام کاربري: کلمه رمز:
نام شما: ايميل شما:
آدرس وب: http:// کد:  
استفاده از شکلک در نظر
نظر شما:
 

 نظر بصورت خصوصی برای شاعر ارسال شود.
  مشخصات شما در اين دستگاه ذخيره شود.