روز ها نیز در این گرمی ظهر مرداد
چون شب های کوته به پایان می آیند
لحظه ها را چه شود ؟ به کجا خواهیم رفت ...
در فراسوی مسیر انتظار ما چ
آخرین اشعار ارسالی
لبخند تلخ پنجره
که خورشید را قورت داده بود
و کرکره ی لغزان
آخرین طناب نور را قطع می کرد
هوای سنگین اطاق
از لای کرکره رد نمی شد
دو
ادامه شعر بازديد 21 نفر 32 نمایش
* تقدیر
بيرون كه انداختنش
ناگزير قبول تقديرش شد
در كنار صداي فواره مرگ
و فرياد ماهي فروش
كه مي گفت:
ماهي زنده كيلويي ...
*ماه
از به
ادامه شعر بازديد 49 نفر 59 نمایش
رام توشدم مگر مرا رام شوی
آرام شدم مگردلآرام شوی
نام تو از آن گرفته ام برلب خويش
کای شهره شهر بلکه بينام شوي
ادامه شعر بازديد 30 نفر 37 نمایش
شبی که به خلوت چشمانت آمدم
چون اشک هم بر دامن گریانت آمدم
درياي احمرم ،آشفتگي موج من ببین
چون غنچه مجروح به داغ جوانت آمدم
از بادی که کاش
ادامه شعر بازديد 8 نفر 12 نمایش
هنوز ...
آدمه من ، آدم نشده
باز سراغ درخت سيب را ميگيرد
.
.
کاش کمی
_ دیر _ شدنها هم
خسته میشدند
تا گاهی اِنقدر ، زود نرسند
.
.
گاه و بي گاه
ادامه شعر بازديد 20 نفر 28 نمایش
من دگر ساده نخواهم شد
که ببینم روزی
کشته اند احساسم
که در این تاریکی
بشوم تنهای تنها بی کسی
که در این شهر شلوغ
من فقط با سایه ام راه روم
ادامه شعر بازديد 15 نفر 20 نمایش
دیگه دنیام برام رنگی نداره
دلمرو عالم و آدم شکستن
چشام بیخواب از دردامه ای وای
پر پروازمو بدجور شکستن
یکی گفت عاشقم اما نبودش
یکی دلرو
ادامه شعر بازديد 21 نفر 27 نمایش
سلام
سلام تنها دلیل دستهایم برای نوشتن
تنها بهانه بیداری شبهایم
تنها دلیل چشم هایم برای باریدن
تنها امید پرواز های شبانه ام برای رسیدن
ادامه شعر بازديد 18 نفر 27 نمایش
"کاسه شیر"
با کاسه ی شیر
تا ابد می مانم
من بر در این خانه
که پاگیر من است
گفتند که شی...ر
برای زخمت خوب است
آن زخم
که بر دل زمینگیر
ادامه شعر بازديد 17 نفر 21 نمایش
نسیم ،برگ
فلک جامه ای سرخ به تن
پاییز
خش خش برگ
صدای ساییدن عمر به زیر پا
سکوت
در خلوت ذهن
شاخه های فکر چو بیدی مجنون
ما را به کجا خواهد
ادامه شعر بازديد 6 نفر 10 نمایش
هفت دریا و هفت خشکی ...
هفت زمین و هفت آسمان...
تو همه ی این هفت ها را رها کردی و
چسبیدی به این نیم دلِ من...
ادامه شعر بازديد 25 نفر 36 نمایش
من درد دارم دوستان من درد دارم
در جمع تنهایی خود را میشمارم
من گم شدم در غربت سال و زمان ها
تنها شدم در جمع این نا مهربان ها
تنهایی و غربت
ادامه شعر بازديد 16 نفر 20 نمایش
امشب شبی دگر دارم و
امشب حالی دگر
امشب در سکوت بی هبوط خستگی هایی
در اندک فرصت چندی که از ذهنم چو اوازی
گذشت وخون من را در بلوری کرد از
ادامه شعر بازديد 9 نفر 14 نمایش
عاقبت تو را خواهم کشت !
اما چگونه در جوار چوبه دار
به نگاه های ويران کننده مردمانی
که از جرم تو آگاه نيستند خيره شوم ..
اما عاقبت تورا خوا
ادامه شعر بازديد 12 نفر 18 نمایش
درودبراو:
اگرهوامی خورم
واشک پس می دهم
تنهابه خاطرتورم بازارعشق است
قیمت دلت بالاست برای من
واین نرخ ارزاست که باتوچونین کرده!!
یاع
ادامه شعر بازديد 10 نفر 15 نمایش
تا افق راهی نيست از کنار منو اين بيداری
ژاله بر چهار پر عشق تو خندان شده است
خط خون ميرقصد با نوای خوش آن مرغک سبز
تر شد از اشک زمين دامن من
ادامه شعر بازديد 11 نفر 17 نمایش
تمام روح و دينم پاي دلدار///فداي ناز رز آساي دلدار
الا ساقي بكش جامي و مي ريز///براي من ولي برجاي دلدار
تو اي ساقي مكش مي من كه مستم///ز ابروي
ادامه شعر بازديد 8 نفر 13 نمایش
بالابلندِ عاشقِ شرقی تبارمن
تنهاتویی ترانه ی خورشیدوارِمن
شیرین ترین حقیقتِ من درخیال ها
ناممکن است خوابِ تو یک شب کنارمن
پروا
ادامه شعر بازديد 108 نفر 131 نمایش
صلح و صفا
هر آن تخمی که در خاکی فشانی
درو کردن بجز آن کی توانی
اگر بذری ز نفرت را بکاری
دهد بار خصومت چون ندانی
درخت دوستی را غرص
ادامه شعر بازديد 10 نفر 14 نمایش
دوستت دارم
به اندازه ده تاي كودكيهايم
اگر بي بي دلم
شاه قلبت را راضي كند
برنده حكم تقدير منم...
ادامه شعر بازديد 14 نفر 19 نمایش
یروزتودشت کوفه........دوباغبونی بودند
نهالی کاشته بودند........ازآسمونی بودند
دوتا فرشته هنوز........یادشون موندتوسینه
به احترام اونها..........سیا
ادامه شعر بازديد 7 نفر 10 نمایش
ناخدا آیا به واقع نا خداست
یا که شخصی بی دل با اتکاست
من که گویم او خودش با اعتماد
می رود سوی دیارش شادِ شاد
گفته سلطانش به گوشش یک کل
ادامه شعر بازديد 13 نفر 18 نمایش
ديشب پشت اين پنجره ها
دو کبوتر بودند
سپيد اما آزاد
دلشان هم می خواست
بشوند با من دوست
و بگويند به من
ادامه شعر بازديد 17 نفر 24 نمایش
ما زنده ایم شکر خدا کار می کنیم
خود را به ضرب و زور گرفتار می کنیم
ما پاسخ تمام سوالات عالمیم
پرسش که سخت می شود انکار می کنیم!
این را ب
ادامه شعر بازديد 18 نفر 24 نمایش
نمیدانی که بعد تو چه آمد بر دل خسته م
دل من گریه میخواهد از بغض تو من شکستم
نمیدانی که این تقدیر چه آورد بر دل تنگم
در این بازار بی مهری
ادامه شعر بازديد 6 نفر 11 نمایش
ای شاهدان شب!
مرا تبعید کنید
به دوردست ترین نقطه کائنات
آن بی کرانه های افتاده در خلا
لحظه ای تا لحظه ای
به لذت هایم فکر میکنم
شبی
ادامه شعر بازديد 24 نفر 32 نمایش
سکوت و باز هم سکوت تلخ ترين واژه ی تنهايی من
آنگاه که مجالی برای گفتن نيست
آنجا که همه هستند و برای شنيدن کسی نيست
باز هم سکوت تلخ ترين
ادامه شعر بازديد 31 نفر 38 نمایش
شبی تنهايی وغم را به نزديکم صدا کردم
به اجبار آن دو را در گفت و گويی ساده جا کردم
به تنهايی از او گفتم برای غم کمی شادی صدا کردم
نمی دانم غ
ادامه شعر بازديد 19 نفر 28 نمایش
دریچه مضطرب از روزهای پایانی
دوباره جاده و تقویم و روز بارانی
هوای شرجی اینجا عجیب بیمار است
دورن بستر "من " ها چه درد عریانی
سکوت رسم خ
ادامه شعر بازديد 16 نفر 21 نمایش
بي كيش چشمانت گلم تا پات۱ كردم
رخ بازكردي جر زدي من مات كردم
يكدم ندانستي ترا من دوست دارم
جانم به آني نذر آن چشمات كردم
ابرو كشيدي س
ادامه شعر بازديد 7 نفر 9 نمایش
من پریشان تر از آنم که جوابم بکنی
یا به صد وعده وعید پوچ خوابم بکنی
می شود لحظه ایی در خاطره ام بنشینی
می شود ثانیه ایی عشق خطابم بکنی؟
ادامه شعر بازديد 54 نفر 65 نمایش
دلم از دنیا گرفته
خسته از روزای رفته
توی این قحطیه خنده
چشامو گریه گرفته
با اینکه عمریه رفته
زندگی معنی نمیده
تا میای که بخندی
گریه ب
ادامه شعر بازديد 63 نفر 83 نمایش
روزی که رفتی
تمام هستی ام را در يک بطری گريستم
و تو.....
چند روز بعد
در همان کوچه قديمی
با نام ودکا آن را نوشيدی!!...
ادامه شعر بازديد 14 نفر 18 نمایش
سلولهای خاکستریَم را
هرچه ميخارانم
باز
دراین سوال؛میمانم
چطور؛عاشق دختری شدم
که قلبش آلزایمر دارد:
((دوست داشتن))را؟
ادامه شعر بازديد 76 نفر 91 نمایش
شهادت حضرت امیر ع تسلیت باد
گرت يك قطره در پيمــانه باقي ست
توكل كن كه امشب عشق ساقي ست
سفر كن تا وراي ســوره ي دوست
كه سـ
ادامه شعر بازديد 9 نفر 15 نمایش
من بجا مانده ام در این ساحل یاس
ابر از اسمان دلگیر است
و ستاره از روز
و افق ها از غروب،شلوغی ها از سکوت ، زنده ها از مرده ها وبشر ها از خد
ادامه شعر بازديد 23 نفر 29 نمایش
دیشبم خوابتو دیدم انگاری دوسم نداری
توی خوابم عین حالا منو تنها جا می زاری
من نمی دونم گناهم چیه که باید تو خوابم
عین یه خورشید مرده سمت ق
ادامه شعر بازديد 14 نفر 18 نمایش
بدان اینجا و تنها من ز تو یاد می کنم با غم
به یادت شعر هایم را ز اشکم تر کنم با غم
دلم در دام تو رنجور و نالان است
ولی با شوق رویت یا صدای
ادامه شعر بازديد 17 نفر 22 نمایش
خواستم دل بكنم عشق تو تسخيرم كرد
خواستم محو شوم مهر تو زنجيرم كرد
باز درياد وصالت غزلي سنگين است
گرچه من سنگ شدم فكر تو تبخيرم كرد
ادامه شعر بازديد 56 نفر 62 نمایش
با یک نگاه ساده ات باز اشتباه می کنم
می دانم و می خواهمت ، شاید گناه می کنم
در بازی شطرنج دل بی مهره و بی رخ شدم
تنها برای رفع مات بازی به
ادامه شعر بازديد 21 نفر 29 نمایش
افتاده ام به دام تو غم می خورم عزیز
دارم دوباره در تو رقم می خورم عزیز
هرچند در مسیر سمومت خزان شدم
این بارهم به عشق تو سم می خورم عزیز
ادامه شعر بازديد 23 نفر 28 نمایش
رازبقا/شوفر/آبستن/حبس
(1)
توله اش رابه دندان میکشید
جوجه ی مرغ همسایه را
تازه قورت داده بود
(2)
شوفرِتنها
خروجی شهر
امتد
ادامه شعر بازديد 49 نفر 58 نمایش
دوباره رنگ عشق و من،دوباره دل شکسته ام
کلاف عاشقی و من چه پنبه ها که رشته ام
دوباره بوی خیس اشک دوباره خسته از جهان
من و شبای بی کسی، من
ادامه شعر بازديد 14 نفر 20 نمایش
من در ابتداي جاده ايستاده ام
جاده اي رو به آسمان
پاهاياريم نمي كنند و مرا تنها گذاشته اند
دستهايم به سوي آسمان دراز شده و يكي را مي جوي
ادامه شعر بازديد 21 نفر 27 نمایش
حالا که مجال روئيدنم را
به سر انمگشتان خشک باد
سپرده ای!
آوند هايم را
به مکيدن شيره ی تلخ فلسفه
عادت خواهم داد.
و آنگاه
نَفسم را
در هوای
ادامه شعر بازديد 21 نفر 41 نمایش
زصحراي خطا بگذر مكن منزل در اين صحرا
كه ازغفلت مگر منزل كند غافل دراين صحرا
كرم دشتي بُود خرم ستم صحراي بي حاصل
ميا بيرو
ادامه شعر بازديد 34 نفر 42 نمایش
تاکی کبوتر این دام تو را گاز گیرد
نخورده دانی زجان تو باز پرها گیرد
زردوضعیف و سست و بی رمق شده ای
در شگفتم که چرا در تو پند جای نمی گبرد
ت
ادامه شعر بازديد 14 نفر 19 نمایش
بارهايی که تو در خاطر من می ايی
من سراسر از تب خاموش تو پر ميشوم
همچو اشکی در صدف در ميشوم
چون سرابی خشک و بی نام و نشان
پر ز
ادامه شعر بازديد 8 نفر 11 نمایش
حديث غمزه ات را هم شنيدم
گل ني گفتنت را هم بچيدم
مگر نشنيدي از هجر تو هردم
چه سختيّ ومرارتها كشيدم
تو
ادامه شعر بازديد 5 نفر 8 نمایش
آنقِدر خوردم که تا روزِ قیامت
سیرِ سیرم،
اما، نه، خوک و مرغ و بره و خرچنگ
بریان با دوچند ساغرِ می،
مِر نمی دانی،
غم و درد و نداری با کتک
ه
ادامه شعر بازديد 61 نفر 73 نمایش
چه زیبا روزگارانی !
بهین دین ،صلح آیین، مرد ِ روشن بین
سرود گات ها برلب
تبسم بر لبانش آیت عشق اهورایی
در آیینش گل نیلوفر آبی
نماد پا
ادامه شعر بازديد 73 نفر 90 نمایش
از مجموعه بر که کاغذی منتشر شده سال 87انتشارات سخن گستر مشهد:
پنیر محلی ماه را
از پوست
بیرون می کشی
رتیل گرسنه چشمم
ازنوک
کفش چپت
ادامه شعر بازديد 10 نفر 20 نمایش
نه!
من نمی ترسم
ازتعفن هزارساله ی
این گورستان..
از ادامه ی گیسوانم
هنگام مزمزه در دهان کلاغها...
ترس من
ازمستی بیگاه تو بود..
هنگام که خ
ادامه شعر بازديد 37 نفر 50 نمایش
وسوسه نگريستن
از پس مرزهاي امتناع
يگانه انتخاب من بود
در شراره هاي اشتياق
ماه را ديدن
زير ستاره هاي شب دويدن
آسان نيست
تو را بر زمين
ب
ادامه شعر بازديد 21 نفر 31 نمایش
هستم
اوج هستی ام ، لحظه ی دمیدن شعر است
خورشید وجودم طلوع می کند
حیات در من تبلور می یابد
زمان ومکان در اختیارم نیست
با شعر ج
ادامه شعر بازديد 61 نفر 82 نمایش
مرا كه مي بيني
به شب، به ماه،به خدا
دلبستگي دارم
ز بودنم،اگر هستمش
سالهاست،حس خستگي دارم
يكي دو جاي دلم
آن كناره هاي وجودم
كمي كسالت و
ادامه شعر بازديد 22 نفر 30 نمایش
یک غزل و یک رباعی
وقتی که دل مرا به تنگ آوردی
رفتی و برای سینه سنگ آوردی
دیشب که نیامدی بخوابم گفتم
یک خوابتر از مرا به چنگ آوردی
......
م
ادامه شعر بازديد 13 نفر 20 نمایش
باز توی دلم
تهمت زدم
به آینه...
دارد چه دردی!
جای نیشگون فرشته*
ــــــــــــــــــــــــــــ
*اشاره به شعر کالبد شکافی
برای
ادامه شعر بازديد 162 نفر 188 نمایش





آمريکا: 15 نفر مهمان